مطالب عاشقانه و جالب

سکوت تنهایی شب در برکه ای خاموش

مطالب عاشقانه و جالب - غمگین

حمید
مطالب عاشقانه و جالب سکوت تنهایی شب در برکه ای خاموش

حکایت ما آدما :

حکایت ما آدم ها …

حکایت کفشاییه که …

اگه جفت نباشند …

هر کدومشون …

هر چقدر شیک باشند …

هر چقدر هم نو باشند

تا همیشه …

لنگه به لنگه اند …

کاش …

خدا وقتی آدم ها رو می آفرید …

جفت هر کس رو باهاش می آفرید …

تا این همه آدمای لنگه به لنگه زیر این سقف ها …

به اجبار، خودشون رو جفت نشون نمی دادند…


موضوعات مرتبط: عاشقانه
برچسب‌ها: مطالب عاشقانه و جالب , عشقی , love , غم , غمگین

تاريخ : سه شنبه دوازدهم شهریور 1392 | 17:9 | نویسنده : حمید |

انگور داغ

انگور داغ

هر کس را به انداره ای در دلت داغ کن

که لازم است

انگور را هم

 که زیاد بجوشانی نجس میشود...


برچسب‌ها: مطالب عاشقانه و جالب , عشقی , love , غم , غمگین

تاريخ : سه شنبه پنجم شهریور 1392 | 21:0 | نویسنده : حمید |

دنیای این روزای من

بابو دوباره بدبختی


دلم به اندازه تمام روزهای پاییزی گرفته است ...

آسمان چشمانم به اندازه تمام ابرهای بهاری بارانی است ...

قلبم انگار به اندازه سرد ترین روزهای زمستانی ، یخ زده است ...

اما وجودم در کوره داغ تابستانی می سوزد ...

چه چهار فصلی است سرزمین دقایق من ... !!!


موضوعات مرتبط: عاشقانه
برچسب‌ها: عاشقانه , غمگین

تاريخ : چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391 | 16:34 | نویسنده : حمید |

آره داداش...!

اره داداش 

 

دختر بازی نه یعنی دختربازیای امروزی...! كه زرتی یه تلفن میدن

فرداشم تو كافی شاپ قرار...!! دختر بازی یعنی سه ماه آزگار دنبال

دختره از مدرسه بری تاخونه...! یعنی اگه یه بار دختره نگات كنه ذوق

مرگ بشی...! یعنی شیش ماه این پا اون پا كنی تا یه نامه بهش بدی...!

یعنی وقتی كه جوابت رو میده جیغ بكشی و بپری هوا از خوشی...! دختر

بازی یعنی اگه كسی چپ نیگا كرد به دوست دخترت پای چشمش

بادمجون بكاری ...! بدون هراس از پنجه بكس و چاقو ضامندارش...! كه

یعنی عشقی داره خونت بریزه برای رفیقت...! برای دوستت...برای

عشقت... آره داداش!

حمام رفتن نه یعنی حمام رفتن های امروزی...! كه زرتی خودتو گربه

شور كنی بیای بیرون...! حمام یعنی حمام عمومی (ادمیان)...! كه مادر

بزرگ بقچه رو میبست با پیازو ساندویچ گوشت كوبیده شب مونده صبح

زود میرفت حموم تا اذون غروب...! حمام یعنی این پوست لامصب رو

اینقدر با سفیداب كیسه كشیدن كه گوله گوله چرك میومد و سرخ میشد...!

حمام یعنی كه كف پاهات پیر میشد و چروك چروك بس كه توی اب بود..!

حمام یعنی مشت و مال دلاك پیر كه شرق شرق میزد روی پشت و شونه

ات و حال میومد این بدن لامصب...جون میگرفت...نفس میكشید...!

آره داداش...!

 

 


موضوعات مرتبط: عاشقانه
برچسب‌ها: مطالب عاشقانه و جالب , عشقی , love , غم , غمگین

تاريخ : یکشنبه هفتم خرداد 1391 | 0:19 | نویسنده : حمید |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.